وبلاگ نويسی برعکس تصور ما کاری چندان راحت وساده نيست . مخصوصا
اگر وبلاگ دارای خط مشی وهدف مشخصی باشد ونخواهيم هربار شاخ به
شاخ پريده وموضوعات ومسائل گونه گون را مطرح کنيم ! بنابراين بهتر ديدم
مطلب اين هفته ام را به چند سطری از نکات جالبی که در کتاب { لحظه ها
ی ناب زندگی } نوشته {باربارادانجليس}خوانده ام اختصاص بدهم :
(( درطی گذران سالهای زندگی گاهی پيش می آيد که خيال کنيم بطريقی
در طول مسيرزندگی گم شده ايم. دليل وجهت زندگيمان را از دست داده ايم
توانايی زندگی مطابق با معيارهاو اعتقاداتمان را از دست داده ايم .هر روز را
باناخشنودی ناراحت کننده وترديدی پنهان که همه چيز بروفق مراد نيست .
سپری ميکنيم . اما هرچه هم برای دليل ناراحتی خويش جستجو کنيم هيچ
چيز آشکارا نادرست را پيدا نمی کنيم . به دنبال شبحی هستيم که ظاهر
نمی شود . اما آنچه ما انسانها را قادر می سازد از نظر روانی زندگی را با
همه ی رنجها ومصائب وسختيها تحمل کنيم / احساس معنی دار بودن و
هدفمند بودن زندگی است . هدف از زندگی يعنی دليلی برای هستی ما
وجود دارد . يعنی وظيفه ای مهم داريم . يعنی هستی ما پر معناست . و
معنی زندگی از آنجاست که تجربه ی زندگی کردنمان هر لحظه باعث
شادکامی وسرخوشی ما می شود . يعنی زندگی معنی دار ما ارزش
زيستن دارد ))