حمل مشکلات

      

          manzekat-gadr.jpg                                    spk6t5.jpg

     << شهادت جانسوز مولای متقیان تعزیت باد >>

چندی پیش متن زیر را در جائی خواندم ٬ حقیقتی در لابلای سطور آن

یافتم ! لطفا شما هم با تعمق بخوانید :

استاد سرکلاس درس با برداشتن لیوانی پر از آب رو به دانشجویانش

کرد وگفت :بمن بگوئید ٬ اگر من این لیوان آب را چند دقیقه در دستم

نگه دارم چه اتفاقی میافتد ؟  یکی از دانشجویان گفت :‌ استاد ٬ هیچ

اتفاقی نخواهد افتاد ! استاد دوباره پرسید :   چنانچه چند ساعت نگه

دارم چی ؟دیگری گفت حتما دستتان خسته شده و دردخواهد گرفت!

مجددا استاد پرسید :  اگر یک روز تمام آنرا نگه دارم چه خواهد شد ؟‌ 

دانشجوئی با ترس و دلهره گفت : خدای نکرده دچار فلج دست شده

و ممکن است دستتان از کار بیفتد ! خوب ٬ اگر جند روز بهمین حالت

لیوان را حفظ کنم چی ؟

استاد با سکوت دانشجویان روبرو شد !   کسی جرات نمیکرد بگوید :

دیگر توان مقاومت نخواهی داشت و از پا در میایی !

استاد که سکوت گویای دانشجویانش را سنگین احساس کرد ٬ گفت :

براستی چنین است . مشکلات زندگی چون لیوان آبی است که به آن

اشاره کردم ! چنانچه برای مدتی کوتاه سختی ها و ناملایمات را باخود

حمل کنیم اتفاقی نخواهد افتاد !برای چند ساعت نیز قابل تحمل است

اما چنانچه این معضلات و سختیها روزها و هفته ها بر شانه هایمان  -

سنگینی کند و نخواهیم آنها را رها کنیم ٬ بالاخره از پای درخواهیم آمد.

                                    ************

قابل توجه دوستی عزیز که پست قبلیم را برای حل مشکل او اختصاص

داده بودم و متاسفم که تاکنون مثمر ثمر نبوده !

این اندیشه گاه و بیگاه به ذهن ما خطور میکند که :   چه خوب میشد

اگر هیچ مشکلی نداشتم ! اما فراموش نکنیم که مشکلات بخشی از

میراث زندگی هستند ٬ که ما را برای رهائی از خود بسوی یاد گیری و

تجربه می رانند !برای کسی که مثبت و آرام فکر میکندمعضل وسختی

صرفا موقعیتی تازه برای یاد گرفتن است !   بودن مشکلات دامنه ذهن

ما را وسعت می بخشد !            بنابراین بیاییم ضمن رها کردن آنها

صبرکنیم ٬ توکل کنیم و برای رفع مشکلاتمان تلاش کنیم ! طبیعت ما

تلاش را طلب میکند  ٬ تلاش سبب رفع مشکلات و رسیدن به تجربه

شیرین پیروزی است !

 

/ 38 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابا عظيمی

سلام وعرض ادب و احترام و با تشکر از حضور شما در سايت ساحل ارامش...خدمت رسيدم جهت اطلاع که سايت ساحل ارامش اپديت شده است ومنتظر عطر افشانی شما هستم

ماری

صداي خنده هاش داره مياد . می شنوين؟ صداي خنده هاي شيطون رو ميگم . اونم مي دونه داره به لحظه ي آزاديش نزديك ميشه. اين يه ماه اسير بود و نتونسته بود كاري با بنده هاي خدا داشته باشه.

درجستجوي معنا

سلام-- وتشكرازحضورمداومتون درمعنا--- شمابه بنده لطف داريد ...اما من لايق تعاريف شمانيستم .بنده اي كوچك ام كه در جستجوي معناوانسانهاي بامعناهستم -- وچيزي بلدنيستم موفق و سربلند درراه هدف مقدستون باشيد .انشاالله-- يامهدي ادركنا..

درجستجوي معنا

مطلبتان بسيارزيباوبامعناست--- منم موافقم ---- خداوند بي‌نهايت است و لامكان و بي زمان؛ اما به قدر فهم تو كوچك مي‌شود و به قدر نياز تو فرود مي‌آيد، و به قدر آرزوي تو گسترده مي‌شود، و به قدر ايمان تو كارگشا مي‌شود، و به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك مي‌شود، و به قدر دل اميدواران گرم مي‌شود... پــدر مي‌شود يتيمان را و مادر. برادر مي‌شود محتاجان برادري را. همسر مي‌شود بي همسر ماندگان را. طفل مي‌شود عقيمان را. اميد مي‌شود نااميدان را. راه مي‌شود گم‌گشتگان را. نور مي‌شود در تاريكي ماندگان را. شمشير مي‌شود رزمندگان را. عصا مي‌شود پيران را. عشق مي‌شود محتاجانِ به عشق را...

درجستجوي معنا

خداوند همه چيز مي‌شود همه كس را. به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكي دل؛ به شرط طهارت روح؛ به شرط پرهيز از معامله با ابليس. بشوييد قلب‌هايتان را از هر احساس ناروا! و مغزهايتان را از هر انديشه خلاف و زبان‌هايتان را از هر گفتار ِناپاك و دست‌هايتان را از هر آلودگي در بازار... و بپرهيزيد از ناجوانمردي‌ها، ناراستي‌ها، نامردمي‌ها! چنين كنيد تا ببينيد كه خداوند، چگونه بر سفره‌ي شما، با كاسه‌يي خوراك و تكه‌اي نان مي‌نشيند و بر بند تاب، با كودكانتان تاب مي‌خورد، و در دكان شما كفه‌هاي ترازويتان را ميزان مي‌كند و در كوچه‌هاي خلوت شب با شما آواز مي‌خواند...

درجستجوي معنا

مگر از زندگي چه مي‌خواهيد، كه در خدايي خدا يافت نمي‌شود، كه به شيطان پناه مي‌بريد؟ كه در عشق يافت نمي‌شود، كه به نفرت پناه مي‌بريد؟ كه در سلامت يافت نمي‌شود كه به خلاف پناه مي‌بريد؟ قلب‌هايتان را از حقارت كينه تهي كنيد و با عظمت عشق پر كنيد. زيرا كه عشق چون عقاب است. بالا مي‌پرد و دور... بي اعتنا به حقيران ِ در روح. كينه چون لاشخور و كركس است. كوتاه مي‌پرد و سنگين. جز مردار به هيچ چيز نمي‌انديشد. بـراي عاشق، ناب ترين، شور است و زندگي و نشاط. براي لاشخور،خوبترين،جسدي ست متلاشي ...

محبت و زیبایی

سلام دوست خوبم! اين متن شما مرا ياد يک فاميلم انداخت که از غصهء از دست دادن عزیزی خود رامريض و افليج کرده و حالا مشکلات فراوانی برای فرزندانش درست شده... نمی دانم خدا به همهء مان توان صبر و توکل و رفع غم دهد... ممنون از مطلب خوبتان... دلتان شاد!

درجستجوي معنا

آدمي وقتي به نيمه خود مي رسد، حس محبت و دوستي و خويشاوندي مي كند و اگر بتواند نمي خواهد لحظه اي از نيمه خود جدا شود. همه عمر را مي خواهد با او بگذراند اما اگر سوال كني نمي تواند علت را براي شما بگويد چرا كه عشق آنها به پيوند، به منظور بهره مندي عاشقانه از هم نيست بلكه چيزيست كه جان طالب آنست و زبان از بيان آن عاجز است.