رحلت پیامبر اکرم تعزیت باد !!

               http://usera.imagecave.com/m2u118/85-1/w_rasol85_12.jpg

http://i27.tinypic.com/334lzsh.gifروزهای پایانی زندگانی پیامبر (ص) از زاویه نگاه ویکتور هوگو . http://i27.tinypic.com/334lzsh.gif

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifسال نهم هجری است .  او میدانست که پایان عمرش فرا رسیده . همیشه متفکر بود وبه هیچ کس ملامتی نمیکرد . هنگامیکه راه میرفت ٬ از همه سو بدو سلام میگفتند و او همه را به مهربانی پاسخ میداد .

http://i31.tinypic.com/sq4coz.gifبا اینکه حتی بیست موی سپید در محاسنش دیده نمیشد ٬ هرروز خستگی بیشتری در او محسوس بود .

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifهمواره مشغول نیایش بدرگاه پروردگار بود ٬ بسیار کم غذا میخورد . با دست خویش شیر گوسفندهایش را میدوشید ٬ هرچند دیگر جوان نبود و روزه داری از نیروی او میکاست .درهمه روزهای رمضان ٬ مدتی درازتر از دیگران روزه دار بود .

http://i31.tinypic.com/sq4coz.gif ۶۳ سال  داشت که ناگهان تبی بر وجودش راه یافت .

                              http://i30.tinypic.com/axhgco.gif

قران را که خود از جانب خداوند آورده بود ٬ سراسر باز خواند . آرام بود ٬ اما نگاهش نگاه عقابی بلند پرواز بود که مجبور به ترک آسمان شده باشد .

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifآن روز مثل همیشه ٬ در ساعت نماز به مسجد آمد . به علی تکیه کرده بود و مومنین بدنبالش می آمدند . پیشاپیش ایشان همه جا پرچم مقدس در اهتزار بود . هنگامیکه به مسجد رسیدند ٬ وی با رنگ پریده ٬ روی به مردم کرد و گفت :

http://i31.tinypic.com/sq4coz.gifهان ای مردم همچنانکه روز روشن خواه و ناخواه بپایان میرسد دوران عمر انسان را نیز سر انجامی است . همه ما خاک ناچیزی بیش نیستیم . تنها خداست که بزرگ و جاویدان است . ای مردم اگر خداوند اراده نمیکرد ٬ من آدمی کور و جاهل بیش نبودم .

سپس دنباله سخن را گرفت و گفت :

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifساعت آخرین من من فرا رسیده . اگر من به یکی از شما به بدی سخن گفته باشم ٬ هم اکنون وی از جای بر خیزد و پیش از آنکه از این جهان بروم ٬ بمن دشنام گوید و مرا بیازارد . اگر کسی را زده ام ٬ مرا بزند . آنگاه چوبی را که در دست داشت بسوی حاضرین دراز کرد .

بار دیگر وی چنین گفت :

http://i31.tinypic.com/sq4coz.gifای مردم بخدا ایمان داشته باشید و در مقابل او سر تعظیم فرود آورید . میهمان نواز باشید . پارسا باشید . دادگستر باشید . آنگاه لختی خاموش شد و بفکر فرو رفت ٬ سپس راه خود را با گامهای آهسته در پیش گرفت .

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifمردم خاموش  و افسرده ٬ از گذر گاه او کنار میرفتند . وی ار آب چاه ابوالفدا صورت خود را شست . مردی از او سه درهم مطالبه کرد و وی بیدرنگ پرداخت و گفت : تسویه حساب در اینجا بهتر است تا در میان گور .

http://i31.tinypic.com/sq4coz.gifمردم با نگاهی پر از مهر ٬ مثل نگاه کبوتر ٬ بدین مرد پر جلال که دیری تکیه گاه آنان بود مینگریستند . هنگامیکه وی به خانه خود باز گشت ٬ بسیاری بیرون خانه ماندند و سراسر شب را بی آنکه دیده بر هم گذارند روی تخته سنگی گذراندند .

 بامداد فردا ٬ هنگامیکه سپیده دم رسید وی گفت :

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifای ابوبکر مرا دیگر یارای برخاستن نیست . از جای بر خیز و برای من قرآن بخوان . و در آن هنگام  زوجه اش عایشه پشت سرش ایستاده بود وی بشنیدن آیاتی که ابوبکر میخواند همراه  با سایرین  آهسته میگریست .

http://i31.tinypic.com/sq4coz.gifنزدیک غروب بود که عزرائیل بر در خانه ظاهر شد و اجازه ورود خواست  رسول خدا گفت : بگذارید به درون آید و در این لحظه بود که همه دیدند که در نگاه او چون روز ولادتش برقی شگفت درخشید . عزرائیل بدو گفت :  ای پیغمبر . خداوند ترا به نزد خویش میخواند . وی پاسخ داد دعوت حق را لبیک میگویم .

http://i31.tinypic.com/sq4coz.gif‌آنگاه لرزشی بر وی مستولی شد و نفسی آرام لبهای او را از هم گشود و محمد (ص) جان به جان آفرین تسلیم کرد .

                                             http://i30.tinypic.com/2hqfo6w.gif ویکتوهوگو  http://i30.tinypic.com/2hqfo6w.gif

/ 74 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرمان آریایی

سلام..خیلی جالب بود من تا حالا نخونده بودم این مطلب رو..ممنونم...به امید فردای روشن برای من٬ تو و تمام مردم دنیا

ستاره

سلام و شبتان بخیر دوست عزیزم اگر شما پست من را قبلا خوانده بودید ،ولی من مطلب شما را نخوانده بودم.چقدر زیبا و جذاب.... از زبان ویکتور هوگو لطفا" مرا هم موقع آپ خبر کنید. از خواندن مطالب شما لذت و استفاده می برم. در پناه حق[گل]

نرگس

الله. سلام مروارید عرفان عزیزم. خیلی موضوع جالب رو توی پستتون گذاشته بودید ..خیلی دوست داشتم راجع به ایام پایان عمر پیامبر اسلام ص بدونم..ممنونم.[گل][گل]

رخ اندیشه

با سلام و ارادت آمد بهار خرم و امد رسول یار ..... تبریکات صمیمانه ی رخ اندیشه را به یمن نوروز و البته ماه پر برکت ربیع و میلاد فخر کائنات پیشاپیش پذایرا باشید . سلامتی و توفیقتان را از حضرت حق خواهانم. مستدام باشید .

از میان دل بیتاب

درود ......... شب چهارشنبه سوري من بته و تو بته همه زمينم بته آي بته بته بته آي بته بته بته ............... بروزم پرشی بر آتش شب داغ داشته باشید

مهدی

بسم الله سلام خدمت استاد گرامی[گل][گل][گل] امیدوارم که سلامت باشید . مطلبی درباره انتخابات نوشتم . خوشحال میشم نظرتون بدونم . یاعلی[گل][گل][گل]

فاطمه

سلام دوست عزیز . چرا این دفعه خبر ندادید که آپ کردید . بنده سرزده خدمت رسیدم . راستی با اجازه تون این پستتون رو هم ذخیره کردم که سر فرصت بخونم . بازم مزاحم می شم . روزگارت باد شیرین ! شاد باش

دوست

وقتی که خود را به روح‏ام که روح خداست پیوند می‏زنید و رابطه خود را برقرار می‏سازید، شفا و برکت می‏یابید و از بارش‏ها و تابش‏های نورانی این روح برخوردار می‏شوید. هنگامی که در روح‏ام و با روح‏ام دعا بخوانید دعایتان مستجاب خواهد شد زیرا او به شما آمین خواهد گفت و آمین او تحقق می‏بخشد. آنگاهی که در روحم خیره می‏شوید در شما خیره می‏شوم آنگاه روحتان شعله‏ور می‏شود و تاریکی‏ها و ارواح شیطانی از آن رانده خواهد شد. بنام خدا و با ایمان تردیدناپذیر خود به روح‏ام اتکا کن و از آن نور و قدرت یاب. وقتی که قدرت یافتی به ضعیفان و بیمارانی که اذن الهی با آنهاست کمک کن زیرا آن نور قادر به شفای بیماری‏ها و حل مسائل است. برگرفته از وبلاگ روح الله www.roohollaah.persianblog.com [گل]