چگونه نه گفتن را بياموزيم ؟!

 

 <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

                      

همه ما بارها در مو قعیت هائی قرار گرفته ایم که گفتن کلمه( نه )        

برایمان سخت ودشوار بوده ! بطور مثال دوستی ما را بمنزلش دعوت

کرده ، وبدلیلی تمایلی به پذیرفتن دعوتش نداشتیم ! اما نتوانستیم

بگوئیم : (نه) درهمان حال در دلمان احساس نارضایتی وغم کردیم !

شاید نگران از دست دادن روابط وارتباطمان بودیم ! بسا اوقات تصور

میکنیم اگربگوئیم : (نه) گناه کرده ایم ،احساس کنیم که نفی کردن

دلیل خود خواهی وخود مداری ماست ، وما انسان بد وخود خواهی

تلقی خواهیم شد ! یا اینکه بیش از رضایت خودمان دلواپس توجه و

رضایت دیگران هستیم !چون از بچگی آموخته ایم که باید فداکاربود

وخواسته های خود را نادیده انگاشت !

در صورتیکه گفتن منطقی کلمه (نه) گاهی اوقات نهایت صداقت ،

صراحت و شجاعت ما را میرساند !در نتیجه دیگران احترام بیشتری

را برای ما قائل خواهند شد !

چه کنیم تا گفتن کلمه (نه) برایمان آسان شود ؟!

خود را نادیده انگاشتن ، سبب تشویق دیگران واطرافیان نسبت به

ابراز درخواستهای غیر منطقی شان خواهد شد ! اینجاست که نباید

اجازه قربانی شدن دربرابرخواسته های نابجای دیگران رابخودبدهیم!

زمانی که باورها ی خود را به شیوه ای منطقی تر مرتب تر کنیم ،

برای گفتن کلمه (نه) آمادگی بیشتری خواهیم داشت !

کلمه (نه) را از پاسخ های منفی ،زمانی که احساس میکنیم

حق گفتن کلمه (نه) را داریم شروع کنیم !

قدم بعدی گفتن کلمه (نه) به شیوه ای مستقیم وقاطع بطرف ---

مقابل است ، به گونه ای که قاطعیت در صدا ورفتارمان موج زند !

کلا گفتن کلمه (نه)بدوستان نزدیک و خانواده آسانتراست درآخرچنانچه کلمه (نه) را بکاربردیم وطرف مقابل برخواسته های غیر منطقی اش اصرار ورزید و اولین کلمه (نه) را نادیده انگاشت ، باید برمخالفت منطقی ومستدل خود پافشاری کنیم ! قطعا برای کسانی که تا کنون گفتن کلمه (نه) برایشان سخت ودشوار بوده کماکان سخت خواهد بود ، با تمرین وتلاش موفق خواهند شد !  

 

 

/ 47 نظر / 62 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سروين

سلام مامی جون خانم مرواريد عرفان / من آمده ام بگويم کلمه نه گفتن هم کار خيلی خوبی نيست بيائيد ببينيد من داستان خوبی نوشته ام .

ماری

اي خدا ! اين غسل نيست، مرور مصيبت است، تداعي محنت است، دوره کردن درد است. اي واي از حکايت محسن حکايت فاطمه و آن در و ديوار، حکايت آن ميخهاي آهنين با آن بدن نحيف و خسته و بيمار، حکايت آن آتش با آن تن تب دار، حکايت آن دست پليد با اين صورت و رخسار.

دقايق سرخ زندگي : فرزانه

سلام و درود بر شما ممنون که هميشه لطف ميکنيد و پيشم ميايد اگه همه ما نه گفتن رو بلد بوديم خيلی از مشکلات حل ميشد من يکی که بلد نيستم به کسی نه بگم موفق باشی ياعلی

مريم

سلام خانمی. مسلما اين که بتونيم برای دقيقی تعارف را بذاريم کنار خيلی خوبه ..ولی يه موقع هايی نمی شه..من خودم به نسبت به راحتی نه ميگم و همه را هم تشوق ميکنم که نظر خوشونو مستقيما بگن.چون در غير اين صورت از جيب خودشون ميره!ولی گه گداری هم نميشه نه گفت و يا نمی شه به يه سری از افراد نه گفت مثلا به افراد که برای اونها احترام قائليم يا بزرگتر ها..ون گفتنش عواقب بدی داره..

سحر(سکوت شبانه)

سلام خوبی پست قبلی از حافظ رو خوندم ديد بهتری به شعراش پيدا کردم و متن اين پستت هم در مورد نه عالی بود

خسروی

با سلام کاش یاد بگیریم در چه مواقعی باید نه بگوییم ببخشید دیر سر زدم چند وقتی تبودم

مركز فرهنگي شهيد آويني

السلام عليك يا فاطمه الزهرا بيرق ما چادر خاكي توست افتخار شيعه بي باكي توست با عرض تسليت به مناسبت ايام فاطميه با مطلبي جديد در خدمتيم و منتظر نظرات شما بزرگوار هستيم يا حق التماس دعا اللهم عجل لوليك الفرج براي شفاي همه مرضا دعا بفرمائيد

یوسف مهدوی

از بعد انقلاب همش داريم نه ميگيم و سقمون رو با نه برداشتن کاش بيشتر به مثبت انديشيدن ميانديشيديم.

یوسف مهدوی

هنوز منتظر متنتون در مورد چگونه نه شنيدن هستم

بارباپاپا

سلام واقعا شرمنده که دير اومدمخوشبختانه من اين يه مورد رو از بچگی بد جوری رعايت ميکردم آخه من به همه فقط نه ميگفتم و يادمه مامانم خيلی وقت صرف ميکرد تا به من بفهمونه که آره و چشم هم وجود دارهولی از شوخی که بگذريم من بعدها فهميدم که خيلی خوب بود که من اين جوری بودم چون در موقعيت هايی قرار گرفتم که اگر جز نه چيزی ميگفتم مسير زندگيم عوض ميشد.موفق وشاد باشيد