بخشش و گذشت ، ارزشمند است !

  

                            

داستان دلنشین و لطیفی را در ارتباط با بخشش نمیدانم در کجا 

خواندم . برایتان نقل میکنم ، تا شماهم لذت ببرید :

<<بانوئی نیکوکار در کوهستان سفر میکرد ، جواهری گران قیمتی

را در جوی آبی پیدا کرد !  آن را در کیف خود گذاشت !

روز بعد به مسافری برخورد که گرسنه بود ،    آن مسافر از او طلب

غذا کرد !        بانوی مهربان کیف خود را گشود تا در غذایش مسافر

گرسنه را شریک کند ،   مسافر گرسنه آن جواهر قیمتی را در کیف

بانو دید ، از آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ قیمتی را به

او بدهد  ! زن نیک اندیش هم بی درنگ ، سنگ را به او داد .

                            

 مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به روی آورده ، از فرط

خوشحالی سر از پا نمی شناخت !     او بخوبی میدانست که جواهر

بقدری با ارزش است که تا آخر عمر با فروش آن می تواند راحت و مرفه

زندگی کند !   ولی چند روز بعد ،  مرد مسافر به راه افتاد تا بلکه بتواند

بانوی خردمند را پیدا کند !

بالاخره هنگامی که بعد از چند روز جستجو او را یافت ،  سنگ را پس

داد و گفت : " خیلی فکر کردم ، می دانم این سنگ تا چه حد با ارزش

است ،  اما آن را به تو پس می دهم با این امید که چیزی ارزشمند تر

از آن به من بدهی .   اگر می توانی آن محبت و بزرگ منشی که توان  

بخشیدن این سنگ گران قیمت را بتو داد ، که بتوانی براحتی آنرا بمن

ببخشی ، را به من بدهی!!

                                   

/ 16 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ققنوس (محسن)

به روزم و چشم به راه... به زودی بخش دوم گزارش زندگی در سایت قرار می گیرد...

روابط عمومی

با سلام و عرض احترام خدمت شما دوست بزرگوار ماه نزول قرآن " ماه معرفت و خودسازی بر شما گرانماییه عزیز مبارک باد در ادامه سلسله جلسات نقد و بررسي وبلاگها و در مصاف ماه مبارک رمضان این هفته با نقد وب لاگ (( رجایی زمان)) ((http://rajaeyezaman.blogfa.com )) در خدمت شما روزه داران گرامی هستیم . لذا بدینوسیله از جنابعالی جهت شرکت در این جلسه و حضور در مراسم افطاری دعوت بعمل می آید. پیشاپیش از حضور گرم و صمیمی شما تشکر و قدردانی می شود . وعده دیدار ما : یکشنبه 17 / 6 / 1387 ساعت 18 الی 20 نشانی: يوسف آباد - خیابان سید جمال الدین اسد آبادی - خیابان ۲۱ - بوستان شفق - فرهنگسرای دانشجو - سرای کتاب و من الله التوفیق [گل]

بهنام

سلام عزیزم افلاطون میگه :سادگی ازصفات روستائیان وظرافت از ویژگی های شهریان است.مرد کامل سادگی وصداقت روستایی وظرافت شهری را توامان داراست.امید وارم همه ساده و ظریف باشند چرا که ظرافت تجلی قدرت در آنچه دیده شدنی است میباشد.فضای آرامش بخشی در نوشته های شما هست.یک حضور زنانه!که زن من از من دریغ میکنه!!!

بهنام

من هم واقعا میخوام یه دونه بانوی دانا داشته باشم

بهنام

این بهترین خصوصیت یه خانم میتونه باشه.عالیه!!! هورررررررا

مهدی

سلام به وبلاگ شما خیلی حسودیم میشه واقعا زیبا و جالب توجه است به وبلاگ درویشی ما هم سری بزن ممنون

مهدی

سلام به وبلاگ ما هم سری بزنید