شرط دوستی!!

4cblzyg.jpg     2e58nyw.gif

  داستانی از سعدی که رحمت خدا براو باد را برایتان باز میگویم  :

  یکی از  عابدان و  زاهدان   شهرتصمیم گرفته بود تا از مردم کناره

 گیری کرده و در جنگلی دور از هیاهو ٬ به عبادت و بندگی مشغول

گردد ! او در این جنگل از گیاهان تغذیه میکرد و با عبادت و پرستش

خدای یگانه خوش بو د!

 از قضای روزگار ٬   پادشاهی که او را می شناخت ٬       گذرش به

 جنگل افتاد و عابد را در حال و هوائی آنگونه دید !  به او گفت :

 اگر صلاح بدانی به شهر بیا تا جائی برایت فراهم کنم   ٬   تا بهتر از

 این موقعیتی که داری بتوانی بعبادت و راز و نیاز با خدای مهربانت

 مشغول شوی ! عابد گفت :  از مردم دنیا فاصله گرفتم که باخالقم

 در ارتباط باشم و تنها فقط به او فکر کنم !

 یکی از ملازمان گفت  :    به احترام پادشاه شایسته است که چند

 روزی هم که شده به شهر بیائی ٬   چنانچه دیدی که مردم مزاحم

 عبادت تو می شوند ٬ میتوانی دو باره بهمین جا بر گردی !

 عابد که چاره ای برای خویش نمی دید   ٬     پذیرفت و با همراهان

 سلطان  به شهر آمد !

 پادشاه قصری را در یک باغ دلگشا و  مصفا در اختیار عابد قرار داد

 که به عطر  گلهای رنگارنگ خوشبو شده بود ٬    و با انواع میوه ها

 خود نمائی میکرد !

 بعد از چند روزی پادشاه کنیزی زیبا چهره را نیز به او بخشید !

 عابد که آرام ٬آرام دل به صفای باغ و زیبائی کنیزسپرده بود ! کمتر

 به یاد خدا و به عبادت او می پرداخت ! لیکن پادشاه که در اندیشه

 بود تاعابد منزوی را در بند دنیا کشد   !   لباسهای لطیف و غذاهای

 لذیذ میفرستاد  !    دنیا با مظاهر دلفریب خودش  !    دل زاهد ما را

 فریفت و در بند خوشیها و لذتهای زود گذر کرد !

 او دیگر به  عبادت  نمی پرداخت و کمتر بیاد  خدای مهربانش بود  !

 روزی پادشاه به دیدن عابد رغبت  کرد و با حیرت ٬ بجای آن زاهد با

 تنی لاغر و چهره ای زرد ٬با بدنی سرخ وسپید و فربه روبرو گردید!

 بجای ایستادن بر  سجده نماز ٬   بر بالشی از دیبا تکیه زده است !

 غلامی بالای سرش با بادبزنی از  پرهای     رنگارنگ طاووس او  را

 خنک میکرد !    

 غذا و  میوه های متنوع در اطراف او  چیده شده و  عابد با شکمی

 بر آمده مشغول خوردن و نوشیدن است !

 سرانجام پادشاه ،  که غرق شدن عابد در   لذت های دنیا   برایش

 غیر  قابل باور بود با تعجب گفت : به اندازه ی دو طایفه ی    علما

  و   زاهدان   را دوست دارم که هیچکس چون من نیست  !  اکنون

 خوشحالم که تو را خوشبخت و شادمان و در رفاه می بینم !

قبل از پاسخ عابد وزیری با تجربه و آگاه که دلش به حال نگونبختی

 ونکبت عابد سوخته و متاثر بود و می دید که عابد نادان گرفتار دام

 شده جرات به خرج داد و خطاب به پادشاه گفت :

 ای پادشاه    شرط دوستی     آن است که با هر دو  طایفه نکویی

 کنی عالمان و  دانشمندان را زر بده تا بخوانند و دنبال علم و دانش

 بروند ! و زاهدان را چیزی مده تا زاهد و عابد و پرهیزکار بمانند !

             44i00g8.gifشما چگونه می اندیشید ؟ !2wmdxzm.gif

/ 65 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متروک

هنر اونه که بين مردم باشيم و درست زندگی کنيم. درستکار اونه که در باز خونه‌رو می‌بينه و حتی توشم نگاه نمی‌کنه . اونی که تو زندانه و دزدی نمی‌کنه رو نمی‌شه گفت درستکار... سلام. ماجرای جالب و تامل برانگيزی بود. شما که عادت داشتی خبرمون می‌کردی٬ اومده بودم بگم کجايين که ديدم مطلب جديد نوشتين. موفق باشين.

گلبانگ سحر

سلام . در مسابقه ی برگزار شده ی ما برنده شديد .ضمن عرض تبریک و آروزی توفیق در اقامه ی نماز؛ لطفا جهت اطلاعات بيشتر به وبلاگ مراجعه کنيد

حريم جانان

سلام بروز شدیم مقدم دوستان گرامی گلبن عیش می رسد ، ساقی گلعذار کو باد بهار می وزد ، باده ی خوشگوار کو هر گل نو ، ز گلرخی ، یاد همی کند ولی گوش سخن شنو کجا ، دیده ی اعتبار کو مجلس بزم عیش را، غالیه ی مراد نیست ای دم صبح خوش نفس ! نافه ی زلف یار کو حسن فروشی گل ام ، نیست تحمل ای صبا ! دست زدم به خون دل ، بهر خدا نگار کو شمع سحر گهی اگر ، لاف ز عارض تو زد خصم زبان دراز شد ، خنجر آبدار کو گفت مگر زلعل من ، بوسه نداری آرزو مردم ازین هوس ولی ، قدرت و اختیار کو حافظ اگر چه در سخن ، خازن گنج حکمت است از غم روزگار دون ، طبع سخن گزار کو

؟؟؟؟؟؟؟

سلام دوست خوبم . خوشحالم وقتی ميام متنی رو ميخونم که در اين سادی پر محتواست. . موفق باشی بدرود

يسنا

سلام/ البته بستگی داره به اينکه طرف عبادت از سر معرفت داشته باشه يا از سر عادت/ و حالا عابد قصه ما کدومشونه ... ای بابا/ نتيجه اخلاقی : پادشاه جماعت انگار ذاتا مرض داره ، بگو بيکار بودی اين مادرمرده را از راه بدر کردی/ اصلا حق تونه که جمهوری اسلامی بساطتون و جمع کرد / خلاصه کلوم ، انرژی هسته ای حق مسلم ماست/ فعلا

مريم

سلام....داستان زیبایی بود!!! من هم معتقدم که مقام و ثروت همه رو مسخ می کنه ... وقتی از شکم برآمده و فربگی عابد گفتين ياد شکم برآمده پدر روحانی در کتاب مسيح باز مصلوب افتادم...و چاقی برخی مبلغان امروزی....!!!! هر چند شايد بهتر اون باشه که به جای خرده گرفتن به دیگران آدم فقط از این داستان عبرت بگيره...! و به قول اين دوستمون از روی معرفت خدا رو عبادت کنه...

tareq

salam doost, besyar maqbool, rahmate khoda jan bar sadi bad . gofti ma chegona me andeshem, man yaki na zahedam na abed , na parsa , na alem na shah na gada , adame hastam be saro pa, mara chi kar ke az rokhe dost parda bar kasheem. hamesha shad kam bashi wa dar panahe khoda jan ya hooooooooooooooo tareq

فريدون ضرغامی

سلام دوست گرانقدر رسيدن به خير ختماْ خوش گذشته هندوستانرا از ديد هرمز ديدم منتظر سفر نامه شما می باشم.[گل

فريدون ضرغامی

سلام دوست گرانقدر رسيدن به خير ختماْ خوش گذشته هندوستانرا از ديد هرمز ديدم منتظر سفر نامه شما می باشم.[گل