پاسخ مو ر !!!!

2gxguwp.gif بمناسبت بزرگداشت روز عطار نیشابوری 2gxguwp.gif

حضرت سلیمان بر گروهی از موران میگذشت . جملگی از

برای خدمت حاضر شدند ، مگر موری که تلی از خاک پیش

 لانه اش بود و او چست و چالاک ، چون باد ذره ذره خاک را

 بر میگرفت و به جای دیگر میبرد .

 سلیمان او را احضار کرده و میگوید : با این جثه کوچک و بنیه

 ضعیف اگر عمر نوح و صبر ایوب هم داشته باشی ،    نتوانی

 این تل خاک را از پیش برداری ! مورچه در پاسخ گفت :   بر

 موری عاشقم !   او بر گرفتن این تل خاک را شرط وصال قرار

 داده است ، میکوشم تا آنرا بر گیرم و به وصال برسم !   اگر

 هم نتوانم ، دست کم اینست که مدعی دروغزن نیستم !

 تو منگر در نهاد و بنیه من 

                                   نگه کن در کمال همت من

اگر این خاک گردد ناپدیدار

                                   توانم گشت وصلش را خریدار

وگر از من بر آید جان در این باب

                                    نباشم مدعی ، باری و کذاب

                               

                      *  نقل از الهی نامه عطار نیشابوری  * 

 

/ 94 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رقص قلم (خلیلی)

هوالمحبوب سلام یاد این شاعر بزرگ گرامی باد اوشو چه زیبا بیان کرد: زندگی فی نفسه مانند یک بوم نقاشی سفید است . هر چه بر روی آن بکشی همان می شود . می توانی رنج و محنت را بر روی آن نقاشی کنی ،از طرف دیگر می توانی نقش شادی و خوشبختی بر آن بیافکنی ................ ×××××××××××××××××× ساروان بار من افتاد خدا را مددی که امید کرمم همره این محمل کرد یه سر طرف ما هم بیا مرسی موفق باشید التماس دعا

علی (آدمکها)

دردرون دلم رازي دارم ... رازي زيبا اما پنهان ... هيچ كس نمي داند ... چشمانم را قاب مي گيرم و مي روم ... قابي از انتظار ... سمتي كه بهار نباشد ... جايي نمي يابم ... بهار هست چون تو هستي .... بهار بهانه است .......سلام .اميدوارم حالت خوب باشه و سلامت باشي.اپديتم با گوشه يي از خاطرات سفرم..از شما و دوستانتون دعوت ميكنم به اپديت جديد ادمكها تشريف بياريد..موفق باشيدوعاشق...ياحق

Farshooshtar

خوشمان آمد.. ايول! چند تا از نوشته‌هاي قبلي شما رو خوندم.. مطالبي كه فرشوشتر هم به اونها اشاراتي داشته.. مثل سكوت، جبر و اختيار، درمان و ... نگرش‌ها اگرچه مثل هم نيستند... اما شبيه همند... به اميد خدا بازم ميام اينطرفا

مريم پارسی

سلام دوست عزيز! ممنون از حضورتون در به تماشای آب های سپيد. با افتخار به وبلاگتان لينک دادم. موفق و پاينده باشيد.

من«خواب»راخواب ديدم!

این اولین درنگ بود در برگریزِ خاطره. قلب ام با تو بود سوخته، خسته، شکسته، راهی هم نبود در هزارتوی دلهره. من بودم و مویه بود و یادِ انحنای تن ات که ضربآهنگ دیوانگی بود. من بودم و یادِ زیبایی ات که فقدان منطق بود. چشم دوختم به فواصلِ بین مان سوختم آموختم.

ماری

سلام موری هم نبوديم تا عاشقی از مور ياد گيريم

غلامعلي كشاني

سلام . خسته نباشيد. مقاله ي شما را درمورد عدم خشونت خواندم. مبارك باد اين نگاه. دو كتاب ترجمه كرده ام در همين مورد كه در وب لاگ بالا مي توانيد ببينيد و داون لود كنيد. سپاس و درود

غلامعلي كشاني

سلام . خسته نباشيد. مقاله ي شما را درمورد عدم خشونت خواندم. مبارك باد اين نگاه. دو كتاب ترجمه كرده ام در همين مورد كه در وب لاگ بالا مي توانيد ببينيد و داون لود كنيد. سپاس و درود